مسیر جاری: صفحه اصلی/مقالات/مهدی باوری/رویکرد تاریخ محور/رجعت/رجعت در حوزه‌ی عقل و نقل
• چرا بحث امامت حضرت مهدی (عج) به‌طور صریح در قرآن نیامده است؟
• وظیفه یک شیعه منتظر ظهور امام زمان (عج) در شب یلدا چیست؟
• شبهه: تنها نامى از مهدى بر جاى مانده و هیچ کس، بهره‌اى از او نبرده است!
• قضاوت و داورى امام مهدى علیه السلام در دوران ظهور چگونه خواهد بود؟
• امام مهدى علیه السلام در کجا زندگى مى‌کند؟
• عوامل تأثیرگذار در تشدید جوّ شبهات مهدویت کدامند و شرایط پاسخ‌گویی به آنها چیست؟
• دیدگاه دکتر عدّاب محمود الحمش درباره‌ احادیث مهدویت را بیان و در صورت لزوم نقد نمایید.
• آیا ابن خلدون، احادیث مهدویت را انکار کرده است؟
• آیا علمای اهل سنت، طول عمر امام زمان (عج) را بعید می‌دانند؟!
• طرح مباحث مهدویت چه ضرورتی دارد؟ چرا بایستی به این امر اهتمام بورزیم؟
• نهم ربیع الاول، جشن آغاز امامت امام زمان است یا جشن عیدالزهرا ؟
• این‌که در حدیث آمده: اگر امام نباشد زمین اهلش را فرو می‌برد، با غیبت امام سازگاری ندارد!
• آیه 55 سوره نور چگونه بر ظهور موعود جهانی دلالت دارد؟
• نمونه‌ای از روایات اهل‌بیت (ع) درباره غیبت حضرت مهدی (عج) را بیان کنید.
• آیا امام صادق علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام باقر علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام سجاد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام کاظم علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام جواد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام هادى علیه‌ السلام از غیبت حضرت مهدى علیه‌ السلام خبر داده‌اند؟
رجعت در حوزه‌ی عقل و نقل نویسنده: استاد اصغر طاهرزاده

تنظیم و ویرایش: سایت حرف آخر

متنی که در مشاهده می‌کنید تنها سرفصل‌های بحث «رجعت در حوزه‌ی عقل و نقل» می‌باشد تا اولاً: عظمت چنین اعتقادی برای محققان امور دینی روشن گردد، ثانیاً: بررسی دقیق آن موجب گردد تا محققانِ گران‌قدر دریچه‌های عمیقی از معارف را در مقابل خود باز نمایند و معلوم گردد چرا امام‌معصوم می‌فرمایند: «هرکس مؤمن به رجعت و برگشت ما نیست، از ما نیست».

 

1- معنای رجعت

 

رجعت در اصطلاح دینی به معنی بازگشت گروهی از افرادی است که فوت کرده‌اند؛ به این جهان، آن هم همزمان با قیام جهانی حضرت مهدی علیه‌السلام.

 

2- چگونگی رجعت

 

رجعت؛ بازگشت هر انسان است به بدن خود تا جنبه‌های بالقوه‌ی نفسِ فردِ رجعت یافته، به بالفعل تبدیل شود. قرآن در آیه 55 و 56 سوره بقره می‌فرماید:
«وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ، ثُمَّ بَعَثْنَاکُم مِّن بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» یعنی؛ آن‌گاه که شما بنی‌اسرائیل به حضرت‌موسی علیه‌السلام گفتید: ای موسی ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر این‌که خدا را آشکارا ببینیم، پس خداوند آن‌ها را با صاعقه‌ای گرفت، و شما ناظر آن حادثه بودید، سپس آن‌ها را در حالی‌که مرده بودند، زنده کردیم، بلکه شما شکر نعمت نبوت را بکنید.
همچنان‌که ملاحظه می‌کنید؛ آیه متذکر زنده‌شدن عده‌ای است که مرده بودند. یا در آیه 72 و 73 سوره بقره می‌فرماید:
«وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِیهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ، فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَلِکَ یحْیی اللّهُ الْمَوْتَى وَیرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» یعنی: ای بنی‌اسرائیل و آن‌گاه که انسانی را کشتید و هرکدام قتل او را به عهده‌ی دیگری گذاشتید و خداوند آنچه را پنهان کرده بودید آشکار نمود و گفتیم نفس کشته شده را به بعضی قسمت‌های آن بقره بزنید و او را زنده کردیم (تا نسبت به قاتل خود اظهار نظر کند) و این‌گونه خداوند مردگان را زنده می‌کند و آیات خود را به شما می‌نمایاند بلکه تعقل کنید -که چگونه از برخورد دو مرده حیات ایجاد می‌کند- چون قتل را هرکدام نسبت به خود دفع می‌کردند، خداوند فرمود: بعضی قسمت‌های نفس قتیل را به بعضی از قسمت‌های بقره بزنند و او زنده شد، که باز خبر از زنده شدن در این دنیا پس از مردنشان می‌دهد.
و از همه روشن‌تر آیه 259 سوره بقره است که می‌فرماید:
«أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیةٍ وَهِی خَاوِیةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ یحْیـی هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یوْمًا أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ کَیفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»
«آن حضرت عبورش به منطقه‌ای افتاد که خانه‌ها همه خراب شده بودند و گویا استخوان‌های مردم آن‌جا برروی خاک افتاده بودند. گفت: چگونه این‌ها را خدای متعال زنده می‌کند؟ پس خداوند او را به مدت صد سال میراند و سپس زنده نمود و به او گفت: چه مدت در اینجا ماندی؟ گفت: یک روز یا بعضی از روز را. خداوند فرمود: ولی صد سال اینجا ماندی، حال بنگر به طعام و شرابت که تغییر نکرده و بنگر به الاغ‌ات. و باید تو را آیت و نشانه‌ای برای مردم قرار بدهم و باز بنگر به استخوان‌های الاغ که چگونه آنها را بلند می‌کنیم و پیوند می‌دهیم و سپس گوشت را به آنها می‌پوشانیم. پس وقتی مسئله برای او روشن شد، گفت: می‌دانستم که خدا بر همه چیز قادر است».
یعنی پس از صد سال باز روح حضرت عُزَیر، جسم به خود گرفت و به این دنیا برگشت نمود. همچنان‌که حضرت عیسی علیه‌السلام افراد را در همین دنیا، دوباره زنده می‌کردند. خلاصه همه‌ی این آیات خبر از بازگشت به همین دنیا می‌دهد که این غیر از مسئله معاد است.
شیخ مفید در ارشاد از حضرت امام‌صادق علیه‌السلام روایت کرده که: چون وقت قیام قائم آل‌محمد علیهم‌السلام بشود بارانی ببارد که خلایق مثل آن را ندیده باشند، پس برویاند خدا به آن باران گوشت‌های مؤمنان و بدن‌های ایشان را در قبرهایشان.
که این روایت حکایت از شرایطی دارد که روح‌ها به مدد الهی به راحتی می‌توانند بدن مناسب خود را برای خود پدید آورند، همچنان‌که حضرت عُزَیر چنین کردند.

 

3- دابة الارض

 

در آیات 82 و 83 سوره نمل داریم:
«وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیاتِنَا لَا یوقِنُونَ، وَیوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یکَذِّبُ بِآیاتِنَا فَهُمْ یوزَعُونَ»
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیات می‌فرمایند:
یعنی زمانی که امت اسلام مصداق قول خداوند قرار می‌گیرند، و قول خدا در باره آنها محقق می‌شود، که باید آن قول آیاتی باشد که جنبه‌ی خارق عادت داشته باشد و مردمی که به هیچ‌یک از آیات آسمانی و زمینی معمولی ایمان نداشته باشند، ناگزیر به ایمان می‌شوند، چون در آخر آیه می‌فرماید: «أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیاتِنَا لا یوقِنُونَ» یعنی دابّه‌ی ارض با مردم تکلّم می‌کند و مردمی که به آیات ما یقین نیاورده بودند، در آن حال حق را چنان برایشان بیان کنیم که دیگر جز اعتراف به حق چاره‌ای برایشان نمی‌ماند.
و در آیه 83 می‌فرماید: «وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یکَذِّبُ بِآیاتِنَا فَهُمْ یوزَعُونَ»، «یوزعون» مضارع ایزاع است به معنای نگاه داشتن و جلوگیری از حرکت آنان.
آیه می‌فرماید: به یاد آر روزی را که جمع می‌کنیم از هر امتی فوجی را که آیات ما را تکذیب می‌کردند، در حالی که سخت در کنترل هستند - تکذیب آیات، اعم از آیاتی که حکایت از مبدء می‌کنند و آیاتی که حکایت از معاد می‌نمایند مثل انبیاء و امامان و کتب آسمانی - و متوجه هستید که این حشر، غیر حشر در قیامت است، زیرا حشر روز قیامت اختصاص به یک فوج از هر امت ندارد، بلکه همه‌ی انسان‌ها محشور می‌شوند.
آیت‌الله شاه‌آبادی در کتاب «رشحاتُ البحار» در تفسیر آیات مذکور می‌فرمایند:
«یعنی خارج می‌کنیم از زمین برای ایشان نفسی را که واجد «دِبابَتْ» و تحرک به اراده است، به حیثی که اهل عالم او را بنگرند و این عبارت است از رجعت عترت طاهره بر امت، چون می‌فرماید: آن کس که دابَّةً مِنَ الارْض است را برای آن‌ها خارج می‌کنیم، آن‌کسی که در زندگی خود، زمینی نمانده و از زمین صعود کرده و دارای نفس صاعده گشته، حال چنین کسی را برای انسان‌ها خارج می‌کنیم. در واقع این آیه در بیان مدح «دابَّةً مِنَ الارض» یعنی نفس صاعده است»
در ادامه‌ی آیه هست که چون «دابَّةً مِنَ الارض» را برای مردم خارج کردیم، با مردم تکلم می‌کند. پس مسلم یک مأموریت الهی به عهده دارد که خداوند او را برای مردم خارج کرده‌است، تا در اثر صحبت با مردم، ایمان معتقدین کامل شود و به مقام بیعت با او مفتخر گردند، و برعکس این‌ها، آنهایی‌اند که به مظاهر اَتمّ خداوند که مقام ولایت مطلقه و نبوت خاتم‌الانبیاء باشد، ایمان نمی‌آورند و در این راستا شقاوتشان کامل شود.
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «خروج دابة الارض» یکی از نشان‌های قیامت است. (1)
امام باقر علیه‌السلام در جواب منکران رجعت می‌فرمایند: «اَمّا یقْرَؤُونَ‌الْقُران: یوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ اُمَّةٍ فَوْجاً». (2)
یعنی: آیا قرآن نخوانده‌اید که می‌فرماید: روزی که از هر امتی، گروهی را محشور می‌کنیم؟ این حالت؛ حالت رجعت است.
در روایتی از امام‌صادق علیه‌السلام هست که روزی رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به سوی حضرت علی علیه‌السلام آمد در حالی که وی در مسجد خوابیده بود و مقداری شن را به عنوان بالش زیر سر گذاشته بود؛ او را با پا حرکت داد و فرمود: «قُمْ یا دابَّةَالله»، سپس فرمود: ای علی هنگامی که آخرالزمان فرا رسد، خداوند تو را در بهترین صورت از زمین خارج می‌سازد در حالی که به همراه تو عصایی است که با آن دشمنانت را مشخص می‌کنی. (3)

 

4- رجعت برای مؤمن محض و مشرک محض

 

رجعت برای سُعَداءِ محض و اشقیای محض محقق می‌شود. چنانچه حضرت ‌صادق علیه‌السلام در جلد 53 صفحه 39 بحار می‌فرمایند:
«اِنَّ الرَّجَعَةَ لَیسَتْ بِعامَّةٍ، وَ هِی خاصَّةٌ، لا یرْجِعُ اِلاّ مَنْ مَحَّضَ الایمان مَحْضاً اَوْ مَحَّضَ الشِّرْکَ مَحْضاً» یعنی: رجعت مربوط به همه مردم نیست، بلکه مربوط به کسانی است که در ایمان محض و شرک محض بودند. چرا که چنین افرادی زمینه‌ی بروز شخصیت خود را می‌طلبند و در نهایی‌ترین منزل تاریخ که حق محض با باطل محض رو در روی هم قرار می‌گیرند، این افراد باید ظهور یابند تا به همه آنچه باید برسند، برسند.
حضرت صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «اَیامُ اللهِ ثَلاثَةٌ، یوْمُ الْقائِم‌ (علیه‌السلام) وَ یوْمُ الْکَرَّةِ وَ یوْمُ الْقِیامَةِ» (4) یعنی: «ایام‌الله» سه روز است، روز قیام حضرت قائم علیه‌السلام و روز برگشت و روز قیامت. که در این روایت؛ رجعت را به عنوان «یوم الْکَرَّة» روز برگشتِ انسان‌ها به دنیا، از ایام‌الله شمرده‌اند.
و نیز می‌فرمایند: «لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یؤْمِنْ بِکَرَّتِنا» (5) یعنی: هرکس مؤمن به رجعت و برگشت ما نیست، از ما نیست. پس رجعت نیز شرایطی است که ظرف ظهور سنت خاص الهی خواهد بود و هرکس در فکر و فرهنگ خود به رجعت نرسد، عملاً از فکر و فرهنگ ائمه معصومین علیهم‌السلام جدا شده‌است.

 

5- اختیاری بودن رجعت

 

از امام صادق علیه‌السلام داریم که: «هنگامی که ایشان -قائم- قیام نمایند، فرشتگان الهی در روی قبر کسی که اهل ایمان بوده داخل شده و به او می‌گویند: سرور و مولای تو ظهور کرده‌است، اگر می‌خواهی که به او بپیوندی، اختیار داری و چنانچه بخواهی در کرامت پروردگارت بمانی، آزاد هستی.» (6)

 

6- رجعت ائمه اطهار علیهم‌السلام

 

در زیارت جامعه می‌خوانیم: «مُعْتَرِفٌ بِکُمْ، مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ، مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ، مُنْتَظِرٌ لِاَمْرِکُمْ وَ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ» که این فراز از دعا، اظهار اعتقاد شیعه است به رجعت ائمه علیهم‌السلام.

 

دلایل عقلی بر وجود و ضرورت رجعت

 

1- چون انسان فطرتاً عاشق کمال است، و کمال او به اسلام است، و کمال اسلام به ولایت است -یا به نحو اعتقاد و تعلق، و یا به نحو شهود و تَخَلّق و یا به نحو وصول و تحقق- .
حالا اگر کسی در مرتبه‌ی اول باشد و اعتقاد و تعلق به نبوت و ولایت داشته باشد ولی در اثر فرارسیدن مرگش، موفق به شهود و بیعت با شخص نبی و ولی نشده باشد، باید برای تکمیل اعتقاد خود به دنیا رجعت کند و با شخص مقام نبوت و ولایت مطلقه بیعت کند، و اگر به عالم مُلک رجعت نکند تعطیل در کمال وجود لازم می‌آید و این ظلم به او است و محال است از طرف خدا ظلم واقع شود، پس حتماً چنین کسی رجعت خواهد کرد.
2- انبیاء پیشین به پیامبراَتمِّ بعد از خود بشارت دادند و قرآن هم در آیه 6 سوره صف می‌فرماید: «مُبَشِراً بِرَسولٍ یأتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ اَحْمد...» که حکایت از بشارت حضرت‌عیسی علیه‌السلام به ظهور پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله دارد و به واقع اگر انبیاء پیشین به پیامبر اَتَمِّ بعد از خود بشارت نمی‌دادند، تبلیغ رسالتشان تمام نبود. پس امم قبلی اعتقاد به خاتم انبیاء به شکل عنوانی داشتند و این اعتقاد، با شهودِ خاتم انبیاء باید کامل شود و آن نیز با بیعت محقق می‌شود. پس آن گروه از امم قبلی که طالب اعتقاد تامِّ به خاتم‌النبیین هستند، به رجعت نایل می‌شوند تا آن شهود واقع شود.
3- افرادی که استعداد تکامل در آنها هست، اگر بعد از بعثت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پا به عرصه وجود گذارده‌اند، در حال احتضار، مقام نبوت مطلقه و ولایت مطلقه بر آنها ظاهر می‌شوند تا ایمان آنها کامل شود و این عبارت است از رجعت عترت بر امت. و افرادی که دارای استعداد کامل هستند و قبل از بعثت خاتم‌الرسل لباس هستی در برکرده‌اند، از برزخ به عالم مُلک رجعت می‌کنند تا با مقام نبوت مطلقه و ولایت مطلقه بیعت کنند و ایمان عنوانی آنها به ایمان شهودی نسبت به آن ذوات مقدس، تبدیل شود و رجعت حضرت عیسی علیه‌السلام به عنوان نمونه در روایات ذکر شده، در حالی‌که همه اولیاء و انبیاء برای استکمال ایمان شهودی خود رجعت خواهند کرد.
در ضمن علاوه بر رجعت عترت بر امت، مؤمنینِ به پیامبر و ائمه چنانچه طالب باشند برای درک فضائلِ محض ولی‌عصر و کمک به آن حضرت، از حضرت استدعای رجعت دارند و حضرت به آن تقاضا جواب مثبت می‌دهند.
4- نفوس ضعیفه به اقتدار ولی‌الله و به نحو تقیید و وَزَع طبق آیه 83 سوره نمل احضار می‌شوند که قرآن فرمود: «وَ یوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یکَذِّبُ بِآیاتِنَا فَهُمْ یوزَعُونَ»، تا در این رجعت شقی در شقاوت و سعید در سعادت خود بالفعل گردند. (7)

 

دلایل عقلی رجعت پیامبر و ائمه معصومین علیهم صلوات الله

 

5- آیت‌الله ‌قزوینی در مورد رجعت معصومین می‌فرمایند: روح خاتمیت صلی‌الله‌علیه‌وآله یعنی ربط دهنده عوالم انسانیت بلکه ربط‌دهنده‌ی همه‌ی ممکنات به حضرت، واجب و مقام امام که خلافت همین مقام است، شریک در سعه‌ی نفوس و قوه‌ی تعلیم عمومی و تهذیب روحانی خواهد بود.
قرار دادن تعلیم و ارشاد عمومی در نهاد نبی و امام به حسب نظام اَحسن و حکمت الهی است. حال اگر بخواهد این جوهر همیشه از کمال خویش محروم باشد و در عرصه عالم کبیر نمایان نشود، با حکت الهی و اَحسن بودن نظام هستی منافات دارد، و با عدم دائمی بودن قسر نمی‌خواند، چرا که در حجاب‌بودن هدایت دائمی نفس نبی و امام غیرطبیعی و قسر است و قسر دائمی نیست. پس حتماً هدایت عمومی و آن هم به نحو اَحسن، که لازمه‌اش حضور نفس نبی و امام است به صورتی کامل و بدون مانع در عالم محقق خواهد شد.
نتیجه این‌که: رجوع ارواح و نفوس ناطقه مقدسه حضرت رسالت و ائمه طاهرین به بدن‌های عنصری نه‌تنها ممکن، بلکه واجب است. چرا که روح معصومین، معلم و مهذِّب کل افراد بشر است، و این خاصیتِ وجودی ایشان است -مثل خاصیت وجودی خورشید در نورانیت کلی- پس باید روزی بیاید که نفوس کلیه در مقام تعلیم عمومی برآیند و به بدن‌های خود توجه نموده و در جامعه نمایان شوند و روح‌های مستعد و جهان هستی را به فعلیت تامّه خود برسانند و هر نَفْسی از نفوس معصومین به حقیقت و اثر مطلوب خود نایل گردد و عالَم هستی با حاکمیت یک روح واحد توحیدی نورانی گردد، همچون حاکمیت نفس ناطقه توحیدی بر همه‌ی اعضاء و قوای انسان.
روح امام در «دور رجعت» آزاد و طائر قدسی آن حضرت با تمام همّت و بدون مانع خارجی، در پرواز است، چون دوره‌ی عرضه‌ی وجودِ موانع، برطرف شده و دور ظهورِ آن جنبه‌ی ایده‌آلِ حیات بشری فرا رسیده‌است، دور رجعت شروع می‌شود.
رجعت ائمه علیهم‌السلام بعد از رحلت امام عصر علیه‌السلام است تا سنت امام عصر که سنت ظهور ولایت مطلقه حق است در آن شرایط باقی باشد.
دور رجعت از مراتب وجود امام عصر علیه‌السلام است و تتمه‌ی وجود شخص آن حضرت است و در نظام طبیعی وجود آن حضرت، این مرتبه نیز مأخود است، تا آنچه در ادوار گذشته امکان بروز نداشته، بروز کند.

 

سؤال: آیا رجعت همان تناسخ نیست؟
جواب: خیر؛ چرا که در رجعت، روح انسان به بدن خود برمی‌گردد تا جنبه‌های بالقوه‌اش را به بالفعل تبدیل کند. ولی در تناسخ مسئله این است که روح از آن جهت که بالفعل شده و دیگر به بدن خود نیاز ندارد، باز به بدنی دیگر برگردد و زندگی خاصی مطابق آن بدن جدید را ادامه دهد، که لازمه‌ی تناسخ؛ تبدیل جنبه‌ی بالفعل انسان به جنبه‌ی بالقوه‌اش است و این محال است.
تبصره: جناب آقای کورانی می‌فرمایند: روایاتی صحیح وجود دارد مبنی بر رجعت امام‌حسین علیه‌السلام و همچنین پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ایشان می‌فرمایند: ما اعتقاد نداریم همه‌ی ائمه برمی‌گردند و امام‌حسین علیه‌السلام اولین کسی است که برمی‌گردند، بعد پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، بعد علی علیه‌السلام.
می‌فرمایند: ما معتقدیم که دجّال بعد از ظهور حضرت‌قائم علیه‌السلام پیدا می‌شود و برخی از اهل سنت معتقدند قبل از ظهور یا با ظهور حضرت، دجّال ظاهر می‌شود.

 

پی‌نوشت‌ها:
1- قال رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله: «اِنَّ السّاعةً لا تَکُونُ حَتّی تَکُونَ عَشْرُ آیاتٍ: خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ وَ خَسْفٌ فِی جَزیرةِ الْعَرَبِ وَ الدُّخانُ وَ الدَّجّالُ وَ دابَةُ الاَرْضِ وَ یأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها وَ نارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنٍ تُزْحِلَ النّاسَ» (صحیح مسلم 8/179، کتاب الفتن و اشراط الساعة).
2- بحارالانوار، ج 53، ص 40.
3- بحارالانوار،ج53، ص 52.
4- بحارالانوار، ج 53، ص 63.
5- بحارالانوار، ج 53، ص 92.
6- بحارالانوار، ج53، ص 93.
7- چهار برهان فوق از آیت‌الله شاه‌آبادی است در کتاب رشحات البحار.

کلمات کلیدی
رجعت ، تناسخ ، عزیر ، بنی‌اسرائیل ، دابة الارض ، زیارت جامعه ، رجعت ائمه ، ولی‌عصر ، ولایت مطلقه
ارسال نظر شما