مسیر جاری: صفحه اصلی/مقالات/سایر مقالات/کوروش نامه/کوروش هخامنشی و ذوالقرنین ، تقابل شاخ‌ها
• چرا بحث امامت حضرت مهدی (عج) به‌طور صریح در قرآن نیامده است؟
• وظیفه یک شیعه منتظر ظهور امام زمان (عج) در شب یلدا چیست؟
• شبهه: تنها نامى از مهدى بر جاى مانده و هیچ کس، بهره‌اى از او نبرده است!
• قضاوت و داورى امام مهدى علیه السلام در دوران ظهور چگونه خواهد بود؟
• امام مهدى علیه السلام در کجا زندگى مى‌کند؟
• عوامل تأثیرگذار در تشدید جوّ شبهات مهدویت کدامند و شرایط پاسخ‌گویی به آنها چیست؟
• دیدگاه دکتر عدّاب محمود الحمش درباره‌ احادیث مهدویت را بیان و در صورت لزوم نقد نمایید.
• آیا ابن خلدون، احادیث مهدویت را انکار کرده است؟
• آیا علمای اهل سنت، طول عمر امام زمان (عج) را بعید می‌دانند؟!
• طرح مباحث مهدویت چه ضرورتی دارد؟ چرا بایستی به این امر اهتمام بورزیم؟
• نهم ربیع الاول، جشن آغاز امامت امام زمان است یا جشن عیدالزهرا ؟
• این‌که در حدیث آمده: اگر امام نباشد زمین اهلش را فرو می‌برد، با غیبت امام سازگاری ندارد!
• آیه 55 سوره نور چگونه بر ظهور موعود جهانی دلالت دارد؟
• نمونه‌ای از روایات اهل‌بیت (ع) درباره غیبت حضرت مهدی (عج) را بیان کنید.
• آیا امام صادق علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام باقر علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام سجاد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام کاظم علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام جواد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام هادى علیه‌ السلام از غیبت حضرت مهدى علیه‌ السلام خبر داده‌اند؟
کوروش هخامنشی و ذوالقرنین ، تقابل شاخ‌ها

ایران زمین در گذر تاریخ، افتخارات بسیار به خود دید. کارنامه‌ی این سرزمین پر است از نقاط درخشنده و از سویی دیگر نقاطی تاریک در این تاریخ موجود است که جای بسی عبرت است. امروز، اسلام (مذهب شیعه) نیروی محرک و سبب انگیزش ایرانیان در مقابل قدرت‌ها است. همان‌گونه که هنری کیسینجر (Henry Kissinger) دیپلمات ارشد امریکایی و مشاور اسبق امنیت ملی و وزیر اسبق امور خارجه ایالات متحده آمریکا بیان داشت که ایران اکنون در حال تشکیل امپراتوری باستانی خود با برچسب «شیعه» است. [۱] (البته مقام معظم رهبری به حق فرمودند که او غلط کرده است.) سال‌ها پیش، مستر همفر جاسوس بریتانیا در خاورمیانه نیز اشاره کرده بود که اسلام مانع تسلط ما بر خاورمیانه است و لذا باید مذاهب باستانی ایران و عقائد ناسیونالیسمی (پارسی، ترکی، عربی و ....) را در ملت‌ها تقویت کنیم تا اقوام و ملت‌ها دچار تفرقه گردند. [۲] فرانسیس فوکویاما نیز از تقابل آینده اسلام و غرب سخن گفت و تأکید کرد که باید مذهب شیعه را تضعیف کنیم تا بتوانیم در این نبرد بر اسلام غلبه کنیم. [۳]
اکنون می‌بینیم که جریانات اسلام‌ستیز، به دروغ ادعای وطن‌پرستی کرده و برای استعمار خوش‌رقصی می‌کنند. در این میان تلاش این جریانات برای تبدیل کوروش هخامنشی به یک قدیس، و قرار دادن آن در مقابل اسلام کاملاً مشهود است. نقشه‌ای استعماری برای تخدیر جوانان ایرانی! می‌گویند کوروش همان ذوالقرنین قرآن است! لذا قرآن هم به قدیس بودن کوروش اشاره کرده ! سپس اینطور نتیجه می‌گیرند که ما خود الگو داریم و نیازی به الگوی اسلامی نداریم!
لیکن به راستی دلیل ذوالقرنین بودن کوروش چیست ؟! این نوشتار به نقد دلایل ذوالقرنین بودنِ کوروش می‌پردازد، آن هم از دریچه نگاه به موضوع شاخ (چه این‌که مدعی هستند کوروش تاجی با دو شاخ داشت، لذا او همان ذوالقرنین به معنی «صاحب دو شاخ» است). ادعای برخی این است که تصویر زیر همان نقش‌نگاره کوروش هخامنشی است که در کاخ دروازه پاسارگاد قرار دارد، چون این مَرد، تاجی با دو شاخ دارد پس همان ذوالقرنین است!

 

نقش برجسته مرد بالدار

در حالی‌که در نوشتار پیشین روشن شد که باستان‌شناسان و متخصصین تاریخ هخامنشیان معتقدند که این نگاره، تصویر کوروش نیست! بلکه نماد بت بعل (ایزد نگهبان قصر) است که کوروش بزرگ از آن در کاخ خود بهره برده است. تاج آن هم یک تاج مصری است (دقت داشته باشم که هم قرآن و هم تورات، بعل را جزو خدایان شیطانی خوانده و از پرستش آن نهی کرده اند). برخی اسناد تاریخی گویای این هستند که این نماد، در بین النهرین نماد نینورته (خدای جنگ و خونریزی) هم بود. به هر روی با نگاهی منصفانه و دانش‌محور روشن می‌شود که این نگاره ربطی به کوروش ندارد و نمی‌تواند دلیلی بر ذوالقرنین بودنِ او باشد. سابقاً در این باره مفصل و با اسناد علمی سخن گفته شد. [۴]
اما استناد به تورات؛ می‌گویند که در تورات، کوروش بزرگ با صفت ذوقرانیم (به معنی قوچ صاحب دو شاخ) خطاب شده است! و این همان ذوالقرنین قرآن است. در پاسخ باید گفت که اولاً در هیچ جای تورات، شخص کوروش با صفت ذوقرانیم خطاب نشده است! و اصلاً چنین واژه‌ای (با این شکل) در تورات وجود ندارد. در ثانی تقدیر از کوروش جزو تناقضات تورات است. چه این‌که در متن تورات، بعل و مردوک (خدایان شیطانی) و کسانی که آنان را می‌ستایند مورد نفرین خدا قرار گرفته اند. کوروش هم بعل و هم مردوک را به عنوان خدای خود ستوده است، [۵] از سویی کوروش مورد ستایش تورات قرار گرفته است! به هر حال باید روشن شود که کوروش مورد نفرین یهوه بود، یا مورد ستایش یهوه؟! از دیگر سوی، روشن است که تعریف و تمجید کاهنان یهود از کوروش به خاطر منافع مادی بود. [۶]
در تورات می‌خوانیم که از قول دانیال نبی آمده است:

«در سال سوم سلطنت بلشصر، نوه ی نبوکدنصر، در خواب دیدم که در شهر سلطنتی شوش واقع در استان عیلام، در کنار رودخانه اولای ایستاده بودم. وقتی به اطراف نگاه می‌کردم، یک قوچ دیدم که دو شاخ بلند داشت و کنار رودخانه ایستاده بود. سپس دیدم یکی از این شاخ ها رشد کرد و از شاخ دیگر بلندتر شد. این قوچ به سوی مغرب، شمال و جنوب شاخ می‌زد و هیچ جانداری نمی‌توانست با او مقابله کند یا از چنگش جان سالم به در برد. او هرطور می‌خواست عمل می‌کرد و بزرگ می‌شد. در حالی که درباره آنچه دیده بودم فکر می‌کردم، ناگهان یک بز نر از غرب ظاهر شد. او آنقدر سریع می‌دوید که موقع دویدن پاهایش به زمین نمی‌رسید. این بز که یک شاخ بلند در وسط چشمانش داشت. با تمام قدرت به طرف آن قوچ دو شاخ دوید. سپس با غضب بر قوچ حمله برد و دو شاخش را شکست و او را که یارای برابری نداشت به زمین کوبید و پایمال کرد، و کسی نبود او را از دستش نجات دهد.» [۷]

و در ادامه آمده است که:

«آن قوچ دو شاخ را که دیدی، پادشاهی ماد و پارس است. آن بز نر، پادشاهی یونان است و شاخ بلندی که در وسط دو چشمش بود، اولین پادشاه آن مملکت می‌باشد (ترجمه تفسیری).» و در ترجمه قدیم آمده است: «آن قوچ دو شاخ را که دیدی، پادشاهان مادیان و فارسیان است.» [۸]

معلوم است که پادشاهی (یا پادشاهان) هخامنشیان با صفت قوچ دو شاخ خطاب شده اند (نه شخص کوروش). جالب است بدانیم که این قوچ دو شاخ در نهایت توسط پادشاه یونان از بین می‌رود. یعنی با این تفصیل، مصداق بارز آن قوچ دو شاخ، داریوش سوم (آخرین شاه هخامنشی که شخصی ضعیف النفس بود) است، نه کوروش بزرگ! توضیح اینکه قوچ به زبان عبرانی به صورت אַיִל نوشته می‌شود. (تلفظ می‌شود: ayil). همچنین واژه «دو شاخ» د زبان عبرانی به صورت קְרָנָיִם نوشته شده و به صورت lô q'ränäyim تلفظ می‌شود. حرف lô نوعی حرف تعریف و پیشوند است، اصل واژه q'ränäyim است که از ریشه קֶרֶן به معنی شاخ است و در عبری (زبان یهود) به صورت keh'ren تلفظ می‌شود. [۹] پس این واژه (Q'ränäyim) متفاوت از واژه ذوالقرنین است. در مصداق هم بی‌ارتباط با شخص کوروش هخامنشی است. علاوه بر اینکه واژه «قرن» که ریشه‌ی ذوالقرنین است، در قرآن همواره به معنی «امت» به کار رفته است، نه به معنی شاخ. [۱۰]

 

اسکندر و ذوالقرنین

به هر روی اگر بخواهیم واژه «قرن» را به معنی شاخ و «ذوالقرنین» را به معنی صاحب دو شاخ بدانیم، آنگاه هرآینه اسکندر مقدونی بیش از هر کسی لایق این صفت خواهد بود. بنا بر متون تاریخی و اساطیری (که در مکتوبات کلاسیک ایرانی هم بیان شده)،‌ اسکندر در خواب دید که به خورشید نزدیک شد و دو شاخ‏ آن را از مشرق و مغرب گرفت، او رؤیاى خویش را با مردمش در میان گذاشت و آنان او را ذوالقرنین نامیدند. [۱۱] همچنین اسکندر پس از فتح مصر، پسر آمون نامیده شد و دو شاخ به شکل شاخ‌های آمون برای او به تصویر در آمد. آمون‏ (Ammon) الهه مصر باستان و مظهر خورشید، دارای دو شاخ‏ شمرده می‌شد. [۱۲] بر روی سکه‌های یونانی عصر باستان نیز به روشنی تصویر اسکندر کبیر (Alexander the Great) حک شده است که شاخ‌هایی به نشان شاخ‌های آمون دارد. این سکه مربوط به حکومتِ Thrace است و در زمان پادشاهی لوسیماخوس (Lysimachus) ضرب شده است. [۱۳]
همچنین افیپوس ‏ (Ephippos) در اثر خود درباره اسکندر مى‏‌نویسد:

«اسکندر هنگام خوان، بالاپوش مقدس مى‌‍‏پوشید. این بالاپوش گاه به رنگ ارغوانى ویژه آمون بود، با کفش و شاخى‏ مانند او». [۱۴]

در برخی نگاره‌ها برای زئوس (خدای بزرگ یونان باستان) نیز شاخ‌هایی به شکل آمون نقش کرده اند. از جمله تصاویر زیر که نشان می‌دهد زئوس همان آمون (یا معادل آن) شمرده می‌شد (Zeus-Ammon).

 

زئوس

 

پی‌نوشت‌ها:
[۱]. بنگرید به «افشاگری کیسینجر».
[۲]. بنگرید به «استعمار و تلاش برای ترویج باستانگرایی ضد اسلامی».
[۳]. بنگرید به «فوکویاما، پایان تاریخ و خوش‌رقصی باستانگرایان برای استعمار».
[۴]. بنگرید به «
هخامنشیان و بعل».
[۵]. در ترجمه علمی استوانه کورش بزرگ، مردوک (بت بزرگ معبد اسانگیلا) به عنوان خدای آسمان‌ها و زمین توسط کورش مورد ستایش و احترام و خاکساری قرار گرفت. بنگرید به:

The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder (ترجمه پروفسور شاهرخ رزمجو)
[۶]. بنگرید به «بررسی ستایش کوروش در تورات»
[۷]. تورات، کتاب دانیال ۸ : ۱-۲۱
[۸]. ترجمه قدیم و تفسیری عهد قدیم، کتاب دانیال ۸ : ۲۰
[۹]. qbible.com, hebrew old testament, daniel 8
[۱۰]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن‏، ترجمه غلامرضا خسروی حسینی، تهران: انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۴. ج ۳ ص ۱۷۵-۱۷۶
[۱۱]. أبو الحسن على بن الحسین مسعودی،‌ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۷۴. ج ۱ ص ۵۸
[۱۲]. تاریخ هردوت‏،‌ محقق و مصحح: هادى هدایتى، ‏ تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران‏،‌ ۱۳۸۲. جلد ۲، پاورقی صفحه ۱۳۲.
[۱۳]. والتر هینتس، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران: نشر ماهی،‌۱۳۹۲. ص ۲۵۳، و همچنین بنگرید به: wildwinds.com, coins, sg6814
[۱۴]. آثنایوس نوکراتیس،‌ ایرانیات در کتاب بزم فرزانگان‏، ترجمه: جلال خالقى مطلق‏،‌ تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامى‏، ۱۳۸۶. ص ۴۸.
منبع: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

 

بیشتر بدانیم:

کوروش در تورات : مسیح خداوند یا منصوب خداوند؟

کوروش هخامنشی در منابع کهن ایرانی

آیا کوروش فقط یک زن داشت؟

کوروش هخامنشی و مصادره اسناد تاریخی

بررسی ستایش کوروش در تورات

کوروش در نگاه طبری و بلعمی

خیانت در ترجمه‌ی منشور کوروش

کوروش هخامنشی و پرستش مردوک

مقایسه کوروش هخامنشی با چنگیزخان مغول

همه‌ی همسران کوروش

منطق کشورگشایی کوروش

کوروش بدون روتوش

تمدن‌هایی که به دست کوروش نابود شدند

کوروش را بهتر بشناسیم

روز جهانی کوروش، حقیقت یا دروغ؟

هخامنشیان و بت بعل

 

کلمات کلیدی
کوروش هخامنشی ، کوروش ، ذوالقرنین ، بت بعل ، کوروش بزرگ ، تورات ، ذوقرانیم ، کاهنان یهود ، مردوک ، قوچ دو شاخ ، داریوش سوم ، اسکندر مقدونی ، آمون ، افیپوس ، زئوس
نظرات کاربران
1
0
1
پاسخ به نظر وحید پنجشنبه، 26 شهريور 1394

سلام. اما استاد رائفی پور با توجه به قرآن که نظر دیگه ای دارن.

2
0
2
پاسخ به نظر ایرانی شنبه، 28 شهريور 1394

نظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان
کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است
شما بوی از انصاف نبرده اید

با سلام. نظر علامه طباطبایی هم نظری است در میان نظرها که باید بررسی شود که چه میزان ادله‌اش محکم است. ما به علامه علاقه داریم ولی معنایش این نیست که تمام نظرات ایشان را دربست قبول کنیم! علاوه بر این که این نظریه، نظریه‌ی قطعی علامه نیست. بلکه علامه در تفسیر المیزان از بین نظرهای مختلف در مورد ذوالقرنین نظر آقای «عبدالکلام آزاد» را پیرامون کوروش بودن ذوالقرنین از سایر نظرها بهتر دانسته‌اند.

3
0
2
پاسخ به نظر محمدی شنبه، 28 شهريور 1394

من مسلمانم پیغمبرم محمد و پادشاه بزرگم کوروش ، تا کور شود هر کس محمد و کوروش را انکار کند .

مگر کسی کوروش را انکار کرده است؟!

4
1
2
پاسخ به نظر سجاد شنبه، 28 شهريور 1394

غیر از حق چیزی نگویید ، ایا کورش انسان بزرگی نبود؟

با توجه به اسناد و مدارک خیر!!!

5
3
0
پاسخ به نظر مرتضی سه‌شنبه، 31 شهريور 1394
در پاسخ به 1547وحید

بزرگوار اقای رائفی پور هم بنده ی خدا گاهی اوقات اطلاعات غلطی می دن

6
1
0
پاسخ به نظر مرتضی توسلی مقدم سه‌شنبه، 31 شهريور 1394
در پاسخ به 1547وحید

با سلام و درود خدا بر آن تویسنده ای که مردم را از گمراهی در می آورد ، ضمن تشکر از شما و مطالب شما می خواستم بگویم واقعا درک این حقایق برای مردم ما سخت است و باورشان نمی شود،مثلا منظور آقای محمدی بزرگوار چه بود از پادشاه ام کوروش؟! من خیلی خوش حال می شوم که صحبتی با شما داشته باشم اگر شماره تماسی هست به ایمیل بنده بزنید و یا خودم شماره می دهم از طریق ایمیل و لطفا این ایمیلم را ثبت نکنید باتشکر

با سلام به شما دوست عزیز ... مطالب خود را میتوانید با ایمیل زیر به دست ما برسانید: atash_1425@yahoo.com

7
2
1
پاسخ به نظر احمد جمعه، 15 آبان 1394

با سلام وخسته نباشید خدمت استاد بزرگ ، واقعآ تا کی تعصب کورکورانه.چرا وقتی نوشته محکم و مستند در میان باشد ،چشم ها را میبندیم و از آن رد میشویم، به این دلیل که باب میل ما نیست. در هرصورت از شما به نام حق و انصاف محکم و پر انرژی به کار خود که همان روشنگری هست ادامه دهید.باتشکر

8
0
1
پاسخ به نظر ایران چهارشنبه، 11 آذر 1394

من نمیدونم شما کی هستی و سطح سوادت تا دیپلم هم میرسه یا نه..ولی ما کوروش پرستا به شما عرب پرستای وطن فروش اجازه نمیدیم هر چی دلت خواست با ذکر چند منبع بی اساس بگی..اسکندر مقدونی همش ادعای خدایی داشت و هر جا میرفت خودش و پسرخدا معرفی میکرد..یه آدم زن باز و عیاش اهل عیش و نوش..پس اگه قرآن منظورش از ذوالقرنین اسکندر بوده باید به خیلی چیزا شک کرد پس!!!!!!!!!!

با سلام. اول: تمامی نویسندگان سایت حرف آخر دارای تحصیلات عالیه هستند. دوم: ما نه عربیم نه عرب پرست. البته عرب بودن نه فضیلت است و نه رذیلت. کما اینکه ایرانی بودن نه فضیلت است و نه رذیلت. مهم این است که انسان باشیم. و یقیناً هیچ انسان شرافتمندی نژادپرست نیست! سوم: اگر منابع معتبر تاریخی که مستند مقالات ماست بی‌اساس است، شما چند منبع با اساس معرفی کنید تا ما به همان منابع برای شما استناد کنیم. چهارم: یقیناً منظور قرآن از ذوالقرنین، اسکندر نیست و ما نیز چنین ادعایی نداریم. مگر قرار است ذوالقرنین حتماً یا کوروش باشد یا اسکندر؟!! پنجم: راستی یک سؤال از شما داریم: چرا کوروش پرستان این‌قدر بی‌تربیت هستند؟!

9
0
0
پاسخ به نظر H پنجشنبه، 19 آذر 1394

طبق اسنادی که هست ذوالقرنین نه کوروشه نه اسکندر. طبق روایات ذوالقرنین دومین پادشاه بعد از نوح بوده، و قبل ازحضرت موسی. همچنین وسعت حکومتش کل جهان بوده

ارسال نظر شما