مسیر جاری: صفحه اصلی/مقالات/مهدی باوری/رویکرد ظهور محور/کلیات/«ظهور» ثمره بلاء عظیم عاشورا است
• چرا بحث امامت حضرت مهدی (عج) به‌طور صریح در قرآن نیامده است؟
• وظیفه یک شیعه منتظر ظهور امام زمان (عج) در شب یلدا چیست؟
• شبهه: تنها نامى از مهدى بر جاى مانده و هیچ کس، بهره‌اى از او نبرده است!
• قضاوت و داورى امام مهدى علیه السلام در دوران ظهور چگونه خواهد بود؟
• امام مهدى علیه السلام در کجا زندگى مى‌کند؟
• عوامل تأثیرگذار در تشدید جوّ شبهات مهدویت کدامند و شرایط پاسخ‌گویی به آنها چیست؟
• دیدگاه دکتر عدّاب محمود الحمش درباره‌ احادیث مهدویت را بیان و در صورت لزوم نقد نمایید.
• آیا ابن خلدون، احادیث مهدویت را انکار کرده است؟
• آیا علمای اهل سنت، طول عمر امام زمان (عج) را بعید می‌دانند؟!
• طرح مباحث مهدویت چه ضرورتی دارد؟ چرا بایستی به این امر اهتمام بورزیم؟
• نهم ربیع الاول، جشن آغاز امامت امام زمان است یا جشن عیدالزهرا ؟
• این‌که در حدیث آمده: اگر امام نباشد زمین اهلش را فرو می‌برد، با غیبت امام سازگاری ندارد!
• آیه 55 سوره نور چگونه بر ظهور موعود جهانی دلالت دارد؟
• نمونه‌ای از روایات اهل‌بیت (ع) درباره غیبت حضرت مهدی (عج) را بیان کنید.
• آیا امام صادق علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام باقر علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام سجاد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام کاظم علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام جواد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام هادى علیه‌ السلام از غیبت حضرت مهدى علیه‌ السلام خبر داده‌اند؟
«ظهور» ثمره بلاء عظیم عاشورا است
اولین امامی که رجعت می‌کند تا برنامه خود را به کمال برساند.
«ظهور» ثمره بلاء عظیم عاشورا است سخنرانی حجةالاسلام میرباقری
عاشورا به لحاظ جغرافیا همه عوالم را تحت پوشش قرار داده است
 
اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین. 
وَهَبْ لَنا رَأَفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعاءَهُ وَخَیْرَهُ مانَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ وَفَوْزاً عِنْدَکَ. 
عنایت دارید که حادثه عاشورا، حادثه‌ای است که به لحاظ وسعت و عظمت، فاصله بسیاری با همه تحلیل‌هایی که از عاشورا شده، دارد. تحلیل‌ها را شنیده‌اید. عرفا، متکلمین، فقها و سیاسیون هر کدام به نحوی در طول تاریخ با فرق و مذاهب مختلف، رویکردها و تفکرهای مختلف عاشورا را تحلیل کرده‌اند و همه هم سخن گفته‌اند. به نسبت گاهی هم خوب حرف زده‌اند، ولی واقعیت عاشورا با همه این‌ها فاصله بسیاری دارد. این فاصله را هم می‌توانید در بیان معارف اهل بیت علیهم‌السلام ببینید، یعنی اگر کسی یک دور روایات را مختصر مطالعه کند، فاصله بیانی که معصومین از واقعه عاشورا دارند با بیانات دیگران کاملاً روشن می‌شود. 
اگر در روایات و زیارات مطالعه شود و آدمی یک دور کامل‌الزیارات را مرور کند، حادثه عاشورا یک حادثه‌ای است که به لحاظ جغرافیا همه عوالم را تحت پوشش قرار داده، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالْاسْلامِ و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ (۱) در زیارت اول حضرت در ترتیب محدث قمی در مفاتیح ببینید، در زیارات مطلقه حضرت که خیلی زیارت فوق العاده‌ای است و کم هم به آن توجه می‌شود آن جا هست، در سایر زیارات حضرت هم، زیاراتی که این مطلب را توضیح داده، أَشهَدُ أَنَّ دَمَکَ سَکَنٌ فِی الخُلدِ وَ اقشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ، وَ بَکى‏ لَهُ جَمِیعُ الْخَلائِقِ، وَ بَکَتْ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الأَرَضُونَ السَّبْعُ (۲) حالا در روایات هم می‌بینید، آسمان‌ها گریستند. اهل آسمان‌ها، بهشتی‌ها، جهنمی‌ها، همه و همه و نتایجی هم که برای این حادثه عظیم ذکر شده و تجلیات این حادثه در سه روز هست که همه ایام‌الله‌اند، یکی روز ظهور است، یکی رجعت است و دیگری قیامت. هر سه، یوم‌الحسین است.
 
 
عاشورا سلوک همه انبیاء را به کمال رسانده است
 
علی ای‌حال عاشورا چنین حادثه با عظمتی است. همه انبیاء الهی، انبیاء اولوالعزم، حتی قبل از وقوع حادثه متذکر به این حادثه شده‌اند و بر این حادثه گریسته‌اند و در سلوک فردی و اجتماعی خودشان، یعنی چه آن‌جایی مثل ابراهیم خلیل (ع) که می‌خواست به بالاترین درجات قرب برسد و اسماعیل (ع) را برای قربانی می‌برد، چه در داستان موسای کلیم، چه در داستان آدم و بقیه، مکرر است. انبیاء اولوالعزم مرور به کربلا داشته‌اند، قبل از حادثه و با این حادثه سلوک‌شان به کمال خودش رسیده است. در داستان ابراهیم خلیل این روایت وجود دارد و در عیون اخبارالرضا نقل شده است که حضرت ابراهیم خلیل بعد از این که فرزند را برای قربانی بردند و خدای متعال فرمود: قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا (۳)، آن وظیفه‌ای که روی دوش شما آمده بود در عالم رؤیا بیش از این نبود و به آن عمل شد، وَفَدَینَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (۴)، یعنی یک ذبح عظیمی را فدیه قرار دادند. امام رضا علیه‌السلام این عبارت را به این صورت معنا کرده‌اند که حضرت ابراهیم خلیل بعد از این‌که خدای متعال فرمود «قد صدقت الرؤیا» عرضه داشت «خدایا ای کاش می‌شد این فرزند را به دست خودم قربانی کنم و به ثواب اعظم مصائب برسم»، خدای متعال مطلبی را به ایشان متذکر شدند. خداوند متعال از حضرت ابراهیم خلیل پرسیدند که آیا خودتان را بیشتر دوست دارید یا نبی اکرم را؟ عرض کرد: نبی اکرم را بیشتر دوست دارم؛ اسماعیل یا فرزند ایشان سیدالشهداء را؟ عرض کرد: سیدالشهداء را. بعد روضه سید الشهداء و مقتل را خواندند که اعظم مصائب مربوط به نبی اکرم است و قصه سیدالشهداست که به آن کیفیت قربانی می‌شود، نه این که شما به امر من با رضایت خود فرزند بیاورید فرزند را قربانی کنید، این اعظم مصائب نیست. با این که کار حضرت ابراهیم که من می‌گویم ارباب معرفت همه انگشت به دهان‌اند که چگونه ایشان این کار را انجام داده است.
 
«ظهور» ثمره بلاء عظیم عاشورا است
 
در روایات آمده که شیطان آمد سراغ حضرت ابراهیم که چکار می‌کنی؟ شاید اشتباه کرده‌ای. فرمود اشتباه نکرده‌ام، همان کسی که بقیه وحی‌ها را به من فرموده این هم از همان جاست. گفت آقا! شما امام هستید، اگر شما فرزند خود را قربانی کنید، فرزندکشی سنت می‌شود. یعنی شیطان انواع نقشه‌ها را کشید که جلویش را بگیرد. خیلی کار سنگینی بود، اما در عین حال خدای متعال می‌فرماید اعظم ابتلائات مربوط به شما نیست و مربوط به نبی اکرم است و آن هم حادثه عاشوراست و مزدش هم من گمان می‌کنم «یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة، إِرجعی إِلی ربِّکَ راضیةً مَرضیة» (۵) یعنی ضیافت خاص خداست و مزدش ظهور است.
در روایات آمده وقتی قصه حضرت سیدالشهداء به نبی اکرم عرضه شد که جبرئیل وحی کرد که می‌خواهیم چنین فرزندی به حضرت زهرا بدهیم، ولی این فرزند یک چنین بلاء عظیمی دارد، اگر حاضرند چنین معامله‌ای با خدا می‌کنند فرزند را بدهیم، حضرت زهرا -به تعبیر بی‌ادبانه من- چانه زدند تا این که خدای متعال فرمود ما مزد این شهادت را چند چیز قرار دادیم؛ یکی این که همه ائمه بخصوص تصریح شده امام زمان را در نسل ایشان قرار قرار دادند. بنابراین ظهور ثمره این بلاء عظیم است و شاید حضرت ابراهیم هم چنین چیزی را می‌خواستند. علی ای‌حال به حضرت ابراهیم می‌گویند این برای شما نیست، حضرت را می‌برند در گودی قتلگاه، بعد از این که اقرار کردند که این مصیبت اعظم مصائب نیست، ولو قربانی اسماعیل اتفاق بیفتد و اعظم مصائب کار نبی اکرم و سید الشهدا است، خداوند متعال در همان گودی قتلگاه برای حضرت خلیل روضه‌ای از ذبح سیدالشهداء خواندند و ایشان غصه‌دار شدند. در روایات امام رضا ارواحنا فداه آمده ناراحتی حضرت ابراهیم به حدی بود که اگر اسماعیل را ذبح می‌کرد آن‌طور غصه‌دار نمی‌شد. بعد فرمودند: «و فدیناه بذبح عظیم»، عوض آن مصیبتی که بنا بود شما در ذبح اسماعیل بکشید، حالا در قربانی سیدالشهداء حاصل شده و این اعظم مصائب است، یعنی ابراهیم خلیل در اوج سلوک خودش با خدای متعال، قبل از عاشورا و با مرور عاشورا به آن نقطه قرب می‌رسد، نه با ذبح اسماعیل. ذبح اسماعیل مقدمه است.
 
مهم‌ترین درگیری‌ای که در این عالم بین جبهه حق و باطل ظهور پیدا کرده که مبدأ تحول در حیات انسانی و غلبه و ظهور ولایت حقه می‌شود، عاشورا است. عاشورا است که منتهی به ظهور می‌شود. عاشورا است که منتهی به ارتقاء وجدان بشر می‌شود. حضرت دنبال حکومت مستعجل سال 61 نبود. امام می‌دانست که بعد از شهادت امام حسین مردم رو به امام سجاد نمی‌آورند تا چه رسد در سال 61!
 
زیارت سیدالشهدا مبدأ تحولات عظیم در قلوب و تحولات اجتماعی است
 
از آثار عاشورا باز عرض کنم، زیارت سیدالشهداء است که مبدأ تحولات عظیم در قلوب و تحولات اجتماعی بزرگ می‌شود که نمونه آن در اربعین است و بالاخره به ظهور منتهی می‌شود. این همه ثواب زیاراتی که وجود دارد می‌خواهد عظمت حادثه را بگوید. این‌قدر حادثه عظیم است. این روایت را که در کامل‌الزیارات است و مکرر گفته شده است، اما چون گویاست دو باره عرض می‌کنم: صفوان جمال به امام صادق همراه است و می‌گوید در «حیره» (۶) بودیم که حضرت فرمودند برویم زیارت حضرت سید‌الشهداء؟ اینجا نزدیک کربلا است. چون پشت کوفه بوده است. صفوان عرض کرد: مگر امام معصوم هم زیارت می‌روند؟ همه ملائکه و روح در خدمت شما هستند. شب قدر جبرئیل و میکائیل و روح می‌آید. تنزل الملائکه و الروح؛ مگر شما هم به زیارت امام می‌روید؟ مطلبی وجود دارد که خیلی هم سنگین است. آنجا حضرت فرمودند: هر شب جمعه خدای متعال به کربلا هبوط می‌کند. هبوط و نزول خداوند چیست حتماً هبوط و نزول جسمانی نیست. عنایات خدا، رحمت و الطاف خاص خداوند به برکت حضرت سیدالشهداء نازل می‌شود و هر شب جمعه سفره‌ای به برکت حضرت در کربلا پهن می‌شود. بعد فرمود ۱۲۴ هزار پیغمبر و اوصیای آنها می‌آیند و ما هم می‌آییم. می‌دانید یعنی چه؟ یعنی انبیایی که عالم دنیا را پشت سر گذاشتند و به عالم برزخ و آن مقامات رسیدند، شب جمعه در کربلا هستند. از آسمان‌ها سرازیر می‌شوند. صفوان از امام صادق سئوال کرد: تزور للقاء الرب؟ پس شما هر شب جمعه می‌روید کربلا، سیدالشهداء را زیارت می‌کنید و در این زیارت یک ملاقاتی با خدا برای شما حاصل می‌شود؟ چون فرمود خداوند هبوط می‌کند، هبوط جسمانی نیست، ولی بستری است برای ملاقات. حضرت فرمودند: بله همین‌طور است.
 
اولین امامی که رجعت می کند تا برنامه خود را به کمال برساند حضرت سیدالشهداء است
 
پس ببینید کربلا چنین حادثه‌ عظیمی است. همه سماوات و عوالم درگیرند. پس ثواب بکاء بر حضرت ثواب را دیدید، آثار بکاء را دیدید، زیارت را دیدید. شعار حضرت در یوم الظهور که حضرت تشریف می‌آورند، یا لثارات الحسین است، اول امامی که رجعت می‌کند و برنامه خود را به کمال می‌رساند سیدالشهداء است. در این روایات در کافی و کامل الزیارات هست که فرمود در هیچ موضوعی نامه سر به مهر برای وجود مقدس نبی اکرم (ص) نیامده است، الا در موضوع امامت. در موضوع امامت، نامه‌های سر به مهر آمد، حضرت باز نکردند و دادند امیرالمؤمنین (ع) که نامه خودشان را باز کردند و باز تحویل امام مجتبی دادند، هر امامی نامه خودش را باز کرد و به آن عمل کرد. دستور امام، نامه سر به مهر بوده. بعد در آن روایت است که دستور سیدالشهداء دو قسمت داشت؛ یک قسمت را عمل کردند و یک قسمت را در رجعت عمل می‌کنند.
مهم‌ترین درگیری‌ای که در این عالم بین جبهه حق و باطل ظهور پیدا کرده که مبدأ تحول در حیات انسانی و غلبه و ظهور ولایت حقه می‌شود، عاشورا است. عاشورا است که منتهی به ظهور می‌شود. عاشورا است که منتهی به ارتقاء وجدان بشر می‌شود. حضرت دنبال حکومت مستعجل سال ۶۱ نبود. امام می‌دانست که بعد از شهادت امام حسین مردم رو به امام سجاد نمی‌آورند تا چه رسد در سال ۶۱! 
 
 
عاشورا بزرگ ترین درگیری نبی اکرم با فراعنه تاریخ است که منتهی به ارتقاء وجدان بشر می‌شود
 
بنابراین حضرت دنبال دولت مستعجل نبود. دنبال این بود که یک تحول عمیقی در جامعه بشری اتفاق بیفتد. یک جنگ مکارم اخلاقی را بر علیه دستگاه ابلیس و شیاطین انس ایجاد کردند که این بزرگ‌ترین درگیری انبیاء با جبهه باطل است. بزرگ‌ترین درگیری نبی اکرم با فراعنه تاریخ است و این درگیری منتهی به ارتقاء وجدان بشر، ظهور کرامت‌های اخلاقی تا مسئله ظهور می‌شود، بعد هم رجعت و قیامت. 
 
عاشورا مبدأ دو تحول در جامعه بشری؛ یکی ظهور و دیگری تحول در بصیرت
 
این حادثه عظیم باید مبدأ دو تحول عظیم در جامعه بشری به‌ویژه در جامعه مؤمنین و محبین سیدالشهداء (ع) بشود و عرض کردم می‌تواند منتهی به یک تحول در حیات انسانی بشود، همه موحدین حول امام حسین جمع بشوند و می‌شوند. حادثه ظهور که حادثه‌ای است که همه موحدین آرام آرام دورش جمع می‌شوند. مسیحی‌ها می‌آیند، اهل کتاب می‌آیند، بر بستر عاشورا است و دیگری تحول در بصیرت و فهم جبهه حق و باطل. یعنی درک صحیح از جبهه حق و باطل. شناخت این جبهه کار بسیار دشواری است. وقتی شما در جبهه باطل، آدم‌های بنامی را می‌بینید، متفکرین، شمشیرزده‌ها، ریاضت کشیده‌ها، عُبّاد، خود ابلیس شش‌‌هزار سال عبادت داشته که لاَ یُدْرَى أَم مِنْ سِنِی اَلدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی اَلآْخِرَةِ (۷)، وقتی کسانی را می‌بینید که سجده‌های طولانی، عبادت‌های طولانی، بکاء و خشوع ظاهری دارند، کسانی را می‌بینید که صحابه بوده‌اند، در میدان‌های جنگ بوده‌اند، چنین و چنان بوده‌اند، واقعاً تشخیص جبهه حق و باطل و فهمیدن این که حق کجاست و باطل کجاست مشکل است. آن هم اگر جبهه حق و باطل را در صف تاریخی‌شان بشناسید. 
 
تبدیل تاریخ بشر به دو امت حق و باطل یکی از برکات عاشورا است
 
یکی از برکات عاشورا این است که همه تاریخ بشر را تبدیل به دو امت کرده است: امت حق و باطل. عاشورایی و جبهه مقابل‌اش. اگر کسی وسعت عاشورا را فهمید، اولین اثری که می‌گذارد ایجاد این بصیرت و شناخت جبهه تاریخی دشمن است. لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اَهْل ِالاْسْلامِ و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ اگر کسی عاشورا را و عظمت حادثه آن و مصیبتی که جبهه ابلیس، اولیاء طاغوت، فراعنه، جبهه استکبار، دشمنان نبی اکرم و انبیاء ایجاد کرده‌اند در این وسعت دید، اول خاصیت‌اش این است که به یک بصیرت می‌رسد و دو جبهه تاریخی را می‌شناسد و می‌شود «فلعن الله امة». یعنی اول یک بصیرت ایجاد می‌کند که آن کسی که با نبی اکرم درگیر است یک آدم نیست. نه ابن زیاد است، نه شمر است و نه یزید. یک جبهه تاریخی است. اینها سرخط‌های این جبهه هستند. فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ، 
 
عاشورا نبود جبهه حق و باطل آمیخته به هم بودند
 
یک موقع آدم عاشورا را یک جنگ قومی می‌بیند، یک جنگ سال ۶۱ و تمام شده می‌بیند که خیلی از روشن‌فکرها هم می‌خواهند همین را بگویند. بگویند عاشورا یک جنگی بود و تمام شد و دیگر دنبال آن یک درگیری، صف‌بندی و قتال تاریخی ایجاد نکنید. ولی اگر کسی عاشورا را درست فهمید اول به بصیرت می‌رسد. این اول خاصیت است. جبهه تاریخی باطل را می‌شناسد. واقعاً از عاشورا این اتفاق می‌افتد. اگر عاشورا را بردارید اصلاً حق و باطل آمیخته می‌شود. آن جاست که حضرت با مقاومت خودش جبهه باطل را مجبور کرده که آن روی سکه خودش را نشان بدهد. الان ببینید مستکبرین دم از حقوق و بشر و آزادی می‌زنند. هر چه ما بگوییم زیباترش را آنها می‌گویند. هرچه در فضیلت امیرالمؤمنین نقل شده، آنها برای بزرگان خودشان جعل کرده‌اند. در تاریخ ببینید چطور می‌شود این جبهه را شناخت. وقتی نبی‌اکرم حضرت سیدالشهداء را به میدان می‌فرستند، جبهه مقابلی که از جریان سقیفه شروع شده و بعد منتهی به بنی امیه که خون سید الشهداء را می‌ریزد، معلوم می‌شود حق کجاست، باطل کجاست. آدمی وقتی می‌گوید «فلعن‌الله امة اسست اساس» می‌فهمد تا قیامت ادامه دارد. پس این بصیرت تاریخی در پرتو عاشورا حاصل می‌شود. بعد آن هم موضع‌گیری است. موضع‌گیری از لعن و صف و قتال گرفته تا خون‌خواهی و بقیه مقاماتی که در زیارت عاشورا آمده است. 
 
 
اصلاح یعنی اینکه جامعه بشری بر مدار توحید و ولایت حقه بچرخد
 
پس عاشورا یک حادثه تمام شده و یک حادثه معمولی و یک حادثه با ظرفیت محدود نیست. حادثه‌ای است که عوالم را تحت تأثیر قرار داده است. حضرت و اهل بیت و اصحاب‌شان با عبادت و شهادتی که در عاشورا داشته‌اند، مسیر حرکت تاریخ را اصلاح کردند. «انِّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً ولا مُفْسِد اً وَ لا ظالِماً، وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الِاصلاحِ فِی اُمةِ جَدِّی» (۸). این اصلاح چیست؟ یعنی همین. همه که می‌گویند ما مصلحیم! در قرآن خطاب به منافقین هم آمده است: وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ. أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِن لاَّ یَشْعُرُونَ. (۹) الان به استکبار جهانی بگویید، می‌گوید ما داریم اصلاحات جهانی می‌کنیم. این که آدم بفهمد اصلاح و افساد چیست، خیلی مهم است. اصلاح این است اگر جامعه بشری و انسان بر مدار توحید و بر مدار ولایت حقه چرخید، این می‌شود صلاح. اگر از مدار توحید و ولایت حقه خارج شد فاسد می‌شود. لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها (۱۰)، بعد از این که خدا زمین را اصلاح کرد آن را فاسد نکنید! این خطاب به کیست؟ به سران کفر است. بعد از این که خدا زمین را با نبی اکرم و امیرالمؤمنین اصلاح کرد به فساد نکشانید. آن فسادی که رخنه کرده چیست؟ این است که جامعه از مدار امیرالمؤمنین (ع) خارج شده است. این می‌شود فساد. از مدار توحید و نبوت و ولایت جامعه خارج شده است. و الا مسجدها که بوده، نماز که می‌خواندند، شعار که می‌دادند، تلاوت قرآن ظاهری که می‌کردند. وقتی شما جامعه را از مدار ولایت که طریق اتصال به توحید است بر می‌گردانید، راه ارتباط با خدا قطع می‌شود. هزار فرقه پیدا می‌شود. همه مدعی کشف و شهود و وصول و مقام فنا و اینها هستند. شیطان هم از این شعارها خیلی دارد. هم راه سلوک توحیدی و باطنی بسته می‌شود، چون صراط را بستید. لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ۱)، راه مستقیم را که ولایت حقه است بسته‌اید. هم شریعت بی‌معنا می‌شود، چون نماز بدون باطن ولایت که نماز نیست. دو رکعت‌ آن را شیطان در ۴۰۰۰ سال خوانده است. فرمود بعد از ایمان هیچ چیز مهم‌تر از نماز نیست، ولی بعد از ایمان، اگر شما مسیر ایمان را سد کردید دیگر نماز خاصیتی ندارد. زکات، صوم و حج خاصیت ندارد. 
 
عاشورا نقطه کانونی ایجاد بصیرت و انگیزش است
 
ابن طاووس در لهوف و دیگران در سایر مجامع روایی نقل کرده‌اند وقتی حضرت از مدینه آمد، سران جن و ملائکه آمدند و به سیدالشهداء عرض کردند شما بروید، ما می‌رویم کار را تمام می‌کنیم. حضرت فرمود اگر بنا به این باشد من خودم از همه شما تواناتر هستم. ما یک عهدی با خدا داریم. من پناهگاهم، معقلم، اگر این شهادت نباشد همه راه‌ها گم می‌شود. حتی دیده‌اید غروب عاشورا جبرئیل آمد که خدا می‌فرماید هیچ چیز از شما کم نمی‌گذاریم، همه چیز را هم به شما بر می‌گردانیم. عرضه داشت: نه! من با خدا عهد بسته‌ام. پس ببینید عاشورا یک بلای عظیم است که ولی خدا آن را برای هدایت کل عالم تحمل کرده‌اند. برای شفاعت، برای ایجاد بصیرت، علاوه بر بصیرت، ایجاد انگیزه و طبیعتاً صف و قتال و درگیری و منازعه. عاشورا بستر تجهیز جبهه تاریخی امام زمان است. وقتی جمعیتی می‌خواهد با هم بایستند و صف‌بندی کنند، بالاخره انگیزه می‌خواهند، حالا این انگیزه‌شان یا آب است، یا نژاد است، یا ثروت است و یا قدرت. مثل جنگ اول و دوم جهانی که بر سر منابع مادی بود. برای هر جنگی اگر آدم‌ها بیایند بایستند، باید یک آگاهی‌هایی بدهند، یک انگیزشی هم ایجاد بکنند. اگر بناست جنگ بر محور توحید و برای اقامه توحید و ولایت حقه باشد، جنگی باشد که امام زمان پرچم‌دارش می‌شوند، نه جنگی که شیاطین و لنین و مارکس و این آتش‌افروزها در عالم به پا می کنند. 
 
باید اهل بکاء و عزاداری بود تا به نتایج عاشورا رسید
 
اگر بخواهید جنگی باشد که میلیاردها آدم پای آن حاضر باشند و در این راه خون خودشان را بدهند، بکشند و کشته شوند، این جنگ نیاز به یک بصیرت و انگیزش دارد. عاشورا نقطه کانونی ایجاد این بصیرت و جوشش تاریخی است و هیئت‌ها یکی از مراکز کانونی اتصال جامعه مؤمنین به عاشورا هستند. یعنی حلقه اتصال‌اند. از بستر توجه به مصیبت، همه اینها می گذرد، «لقد عظمت الرزیه»، اگر کسی توجه به مصیبت سیدالشهداء پیدا نکند، اهل بکاء، گریه و عزاداری نشود، به نتایج عاشورا نمی‌رسد. عاشورا باید از بستر عزاداری و توجه به مصیبت تبدیل به یک نقطه کانونی برای ایجاد بصیرت و موضع‌گیری و صف‌بندی شود و هیچ روزی به اندازه امروز ما محتاج به این نیستیم. 
 
بصیرت و انگیزشی که در جبهه حق برای تجهیز لشکر امام زمان ایجاد می شود از بستر بکاء بر سیدالشهداء است
 
اگر کسی بخواهد بکاء و عزاداری که فعل اصلی هیئت‌ها است را بردارد، دیگر هیئت کارکرد اصلی خود را از دست داده است. از این طریق این بصیرت اجتماعی ایجاد می‌شود. این که اهل بیت فرمودند بنشینید گریه کنید که هر قطره‌اش، این‌قدر اثر و ثواب دارد، آثار دارد، این برای همین است که اتصال به عاشورا و بهره‌مندی از عاشورا در مقیاس بصیرت تاریخی که ایجاد می کند و آن انگیزشی که در جبهه حق ایجاد می‌کند که لشکر امام زمان را تجهیز می‌کند، از همین بستر بکاء شروع می‌شود. از بستر مصیبت شروع می‌شود. بنابراین توجه به مصیبت، تعمیق مصیبت، توجه دادن به عظمت عاشورا و ایجاد یک احساس عمیق در نسل مؤمنین و انتقال این از نسلی به نسلی، گوهر اصلی است که هیئات مسئولش هستند. از این نباید غافل شد. هیچ چیز نباید این را کمرنگ کند. اما برای انتقال این عمق مصیبت باید از هنر و ابزار صحیح و متقن استفاده کرد. ما برای ایجاد عمق مصیبت نمی‌توانیم از ابزار و روش‌های غلط استفاده کنیم.
 
پی‌نوشت‌ها:
(۱) فرازی از زیارت عاشورا
(۲) فرازی از زیارت اول حضرت ابى عبد اللّه الحسین علیه‌السّلام
(۳) سوره صافات/ آیه ۱۰۵
(۴) سوره صافات/ آیه ۱۰۷
(۵) سوره فجر/ آیات ۲۷ و ۲۸
(۶) حیره از شهرهای قدیم میان‌رودان است که در نزدیکی ۶ کیلومتری جنوب شهر نجف کنونی قرار گرفته بود.
(۷) نهج البلاغه/ خطبه شماره ۱۹۲
(۸) فرازی از وصیت نامه امام حسین علیه‌السلام
(۹) سوره بقره/ آیات ۱۱ و ۱۲
(۱۰) سوره اعراف/ آیه ۵۶
(۱۱) سوره اعراف/ آیه ۱۶
کلمات کلیدی
عاشورا ، ظهور ، رجعت ، حق و باطل ، عوالم ، زیارت عاشورا ، سلوک ، قرب ، ذبح عظیم ، ذبح اسماعیل ، کربلا ، یوم الظهور ، اصلاح ، ولایت حقه ، توحید ، بصیرت
ارسال نظر شما