مسیر جاری: صفحه اصلی/مقالات/مهدی ستیزی/فرقه های انحرافی/عرفان های التقاطی و انحرافی/اکنکار/پیامبرى و پیامبران مدرن اکنکار (3)
• چرا بحث امامت حضرت مهدی (عج) به‌طور صریح در قرآن نیامده است؟
• وظیفه یک شیعه منتظر ظهور امام زمان (عج) در شب یلدا چیست؟
• شبهه: تنها نامى از مهدى بر جاى مانده و هیچ کس، بهره‌اى از او نبرده است!
• قضاوت و داورى امام مهدى علیه السلام در دوران ظهور چگونه خواهد بود؟
• امام مهدى علیه السلام در کجا زندگى مى‌کند؟
• عوامل تأثیرگذار در تشدید جوّ شبهات مهدویت کدامند و شرایط پاسخ‌گویی به آنها چیست؟
• دیدگاه دکتر عدّاب محمود الحمش درباره‌ احادیث مهدویت را بیان و در صورت لزوم نقد نمایید.
• آیا ابن خلدون، احادیث مهدویت را انکار کرده است؟
• آیا علمای اهل سنت، طول عمر امام زمان (عج) را بعید می‌دانند؟!
• طرح مباحث مهدویت چه ضرورتی دارد؟ چرا بایستی به این امر اهتمام بورزیم؟
• نهم ربیع الاول، جشن آغاز امامت امام زمان است یا جشن عیدالزهرا ؟
• این‌که در حدیث آمده: اگر امام نباشد زمین اهلش را فرو می‌برد، با غیبت امام سازگاری ندارد!
• آیه 55 سوره نور چگونه بر ظهور موعود جهانی دلالت دارد؟
• نمونه‌ای از روایات اهل‌بیت (ع) درباره غیبت حضرت مهدی (عج) را بیان کنید.
• آیا امام صادق علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام باقر علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام سجاد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام کاظم علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام جواد علیه السلام از غیبت حضرت مهدى علیه السلام خبر داده‌اند؟
• آیا امام هادى علیه‌ السلام از غیبت حضرت مهدى علیه‌ السلام خبر داده‌اند؟
پیامبرى و پیامبران مدرن اکنکار (3)
آشنایی با پال توئیچل بنیان‌گذار فرقه اکنکار
پیامبرى و پیامبران مدرن اکنکار (3) نویسنده: عبدالحسین مشکانى

تنظیم و ویرایش: سایت حرف آخر

پیشگامان اکنکار

 

هر آنچه شبه‏ آیین اکنکار درباره‌ی مقام و منزلت ماهانتا سخن رانده است باید در مقام عمل بتوان به نظاره نشست. بررسى زندگى پیامبران سه‏‌گانه این فرقه به خواننده این فرصت را عطا مى‌‏کند تا به بررسى کارایى ادعاهاى مطرح شده پرداخته و پیامبرانِ در حدِ خداى اکنکار را باز بشناسد. در این مقال، زندگانى پال توئیچل مبدع شبه‌‏آیین و در مقال بعد، زندگی دو جانشینش بررسى مى‏‌گردند.

 

1. پال توئیچل

 

پال توئیچل بنیان‌گذار و مؤسس فرقه اکنکار، داراى زندگى رازآلودى است. زندگى وى از بدو تولد تا مرگ همراه با ناگفته‏‌ها و نادانستنى‏‌هاى زیادى بوده است. هرچند وى طى مصاحبه‌‏هاى خود با پتى سیمپسون و براد استایگر برخى از نقاط زندگى خود را بیان مى‏‌کند، ولى بسیارى از دوستان و آشنایان او اعتقاد دارند که پال با بیان برخى از نقاط زندگى خود سعى دارد بسیارى از نقاط دیگر زندگى‌‏اش را در پرده‌‏اى از ابهام قرار دهد.
حتى رهبر کنونى اکنکار، هارولد کلمپ نیز با بیان این‌که «توئیچل عاشق زندگى خصوصى‌‏اش بود»، تصدیق مى‌‏کند که توئیچل با بیان گزینشى زندگى خصوصى‌‏اش سعى کرده آنهایى را که به مطالعه زندگى وى مى‌‏پردازند، به بیراهه ببرد.43
درباره‌ی تاریخ تولد و چگونگى تولد وى نقل‏‌هاى متفاوتى وجود دارد. زمان تولد وى در سال‏‌هاى 1908، 1910 و 1920 ذکر شده است. همچنین درباره حرام‌‏زادگى و یا حلال‌‏زادگى وى نیز اختلافاتى وجود دارد. مادر بزرگش او را حاصل پیوند پنهانى پدرش با مادرش در عرشه‌ی کشتى مى‌‏داند، اما مادر خوانده‌‏اش به وى لقب حرام‏زادگى مى‌‏دهد.44

 

پال توئیچل و کیرپال سینق

پال توئیچل در کنار کیرپال سینگ

 

به هرحال، دوران کودکى پال توئیچل بسیار غم‏‌بار است. وى در خانه‌‏اى که خود نمى‌‏دانسته چه نسبتى با اعضاى آن داشته بزرگ شده است. تحقیرهاى مادام مادرِ خانه، او را تا سرحد جنون کشانده است. نامادرى پال که او را محصول خیانت همسرش مى‌دانست به شدت از او متنفر بود و از هیچ تلاشى براى آزار و اذیت او فروگذارى نمى‏‌کرد.45
دوران جوانى وى نیز دوران بسیار پر کشمکشى بوده است. وى از این دوران با نام «دوران حاشیه‌‏نشینى» یاد مى‏‌کند. در این دوران است که وى براى رسیدن به اهداف خود به شغل‌هاى بسیارى دست یازیده است. نویسندگى، چاپخانه‌‏چى، نظامى‏‌گرى و حتى معدن‌‏یابى برخى از شغل‏‌هایى است که او بدان‏‌ها مشغول بود.
وى در سال 1942 وارد نیروى دریایى شد و در همین سال، اولین ازدواج او با کامیل بالو 46 شکل گرفت. در این ایام، زندگى مشترکش را با روزنامه‌نگارى شروع کرد. وى با نام‏‌هاى مستعارمختلفى براى نشریات دوره‌اى گوناگون قلم زد. درهمین زمان بود که به توضیح و تبیین گروه‌‏هاى گوناگون دینى پرداخت.
در سال 1950 به همراه همسرش به عضویت «کلیساى خودشناسى مونیسم مطلق» 47 درآمد.همچنین وى به عضویت زیرشاخه «دنباله‌‏روى از خودشناسى» 48 در واشنگتن درآمد. رهبرى این گروه را سوامى ‏پریماناندا 49 که پال او را سودار سینگ 50 مى‌‏نامد بر عهده داشت. آشنایى وى با رهبر این فرقه به سال‏‌هاى نوجوانى وى برمى‏‌گشت. در سال 1995، پال توئیچل از این گروه جدا شد. جدایى وى از این گروه مصادف با جدایى او از همسرش نیز بود.
پس از این، وى که داراى روحیه عرفانى بود به گروه «ساسانگ کیرپال سینق» 51 پیوست. وى علاوه بر شاگردى نزد کیرپال سینگ، تحت تأثیر ران هوبارد به جنبش علم‌‏شناسى ملحق شد و به مقام روشن نایل آمد. در ادامه، پال توئیچل به سبب نزاعى که روى نسخه‌ی خطى کتابش با عنوان دندان ببر، میان او و فرقه «ساسانگ کیرپال سینق» پدید آمد، پیوندش را با آنها قطع کرد. وى متهم بود که از نوشته‌‏هاى این فرقه نسخه‌‏بردارى کرده است.
وى از راه نوشته‏‌هایش در نشریات دوره‌‏اى گوناگون و نامه‏‌هایش به مردم، از جمله همسر دومش، گیل آتکینسون 52 به معرفى اکنکار به دنیا پرداخت و خود را به عنوان نهصد و یکمین استاد اک معرفى کرد.

Gail Atkinson ، Paul Twitchell

پال توئیچل و گیل آتکینسون

 

البته گیل، همسر دوم پال در اعلام عمومى اکنکار سهم بسزایى داشت. در واقع، اصرارهاى او بود که پال را به اعلام عمومى ترغیب مى‌‏کرد. پال توئیچل در این‌‏باره مى‌‏گوید:

تبدیل از وضعیت صخره‌‏نشینى به اک، بعد از ملاقات با همسر فعلى‌‏ام گیل شروع شد. او اصرار داشت که من با دانش و قابلیت‏‌هایم کارى انجام دهم... یک روز من و گیل در چایناتاوان سانفرانسیسکو گردش مى‏‌کردیم و بر حسب اتفاق وارد یک معبد چینى شدیم. در آنجا یک کاهن به من گفت که به زودى عازم سان دیه‏‌گو شده و کارم را در اک آغاز خواهم کرد.53

وى در سال 1965، با راه‏‌اندازى کارگاه‌‏هاى آموزش سفر روح در کالیفرنیا اکنکار را علنى کرد. همچنین وى شروع به انتشار سرّى آموزش‌‏نامه‌‏هایى با نام دیسکورس نمود تا بدین طریق پیروان خود را به صورت محرمانه آموزش دهد. وى مؤسسه اکنکار را در سال 1970 به عنوان یک مؤسسه غیرانتفاعى به ثبت رساند. 54
پال توانست پیش از مرگش در سال 1971، شصت اثر دست‌‏نویس را کامل کند که بیش از سى و پنج جلد از آنها منتشر شده‌‏اند. سفرهاى تبلیغى وى براى جذب پیروان اکنکار از شاهکارهاى او مى‌‏باشد. وى توانست به بسیارى از نقاط دنیا سفر کرده و درباره اکنکار سخنرانى نماید.

 

شخصیت پال

 

الف. تأثیرپذیرى از سودارسینگ

 

پال مدعى است به همراه خواهرش کى دى، با سودارسینگ آشنا شدند. درباره ماجراى آشنایى وى با سودارسینگ چنین بیان شده است:

سودارسینگ مدت درازى ساکت ماند. سپس گفت: «آیا درست مى‌‏فهمم که تو میل دارى همراه من به آسایشگاه معنوى‌‏ام در اللّه‌‏آباد بیایى؟» کى ـ دى با کمال قاطعیت اظهار داشت: «این آرزوى من است! تو چى پال؟» پال شانه‏‌هایش را بالا کشید: «خوب... اینجا در پاریس که خیلى خوش گذشته است. مادر بزرگ به من سپرده است که سعى کنم بیشترین لذت را از زندگى ببرم. اما شاید بهتر باشد این را دریابم که اصلاً زندگى چیست! من همان جایى مى‌‏روم که کى ـ دى مى‌‏رود.»

کى ـ دى و پال حدود یک‏سال در آشرام سودارسینگ زندگى کردند تا اینکه مادر بزرگ خشمگین آنها را وادار به بازگشت نمود.
حکمتى که پال در طى اقامتش در این آشرام یا آسایشگاه معنوى فراگرفت به دقت در دیسکورس‌‏ها و تمرینات اکنکار مورد مطالعه قرار مى‏‌گیرد. این فرصتى بود که کى ـ دى و پال به منظور عبادت و مطالعه در دست داشتند. همچنین فرصت گران‌‏بهایى بود جهت رشد معنوى. 55
با دقت در افکار و آیین پال، به راحتى مى‌‏توان تأثیراتى را که این دوران در شکل‏‌گیرى شخصیت وى داشته‌‏اند مشاهده کرد.

 

ب. تأثیرات آیین لاما و ربازار تارز

 

شبه‌آیین اکنکار را از دو جهت مى‌‏توان به آیین لاما نسبت داد: یکى به جهت شباهت‌‏هاى عمیق و فراوانى که در آموزه‏‌هاى این دو آیین وجود دارد و دوم به جهت اعتراف اکیست‌‏ها به انشعاب اکنکار از لاماییسم و علاقه شدید مخترع اکنکار به ربازار تارز تبتى.

 

Rebezar Tarzs

تصویری خیالی از ربازار تارز

 

مترجم کتاب‏‌هاى پال توئیچل درباره خاستگاه اکنکار مى‌‏نویسد:

اکنکار از درون سه مکتب به صورت بارزى رشد پیدا کرده است: آناهد یوگا، صوفیسم (که همین عرفان خودمان است) و لاماییسم. لاماییسم به عنوان مکتب‌‏الاسرار در کوهستان‌هاى تبت حفظ شده است. پال توئیچل از طریق ربازار تارز که خود یک لاماست ره یافته. به طور کلى، مقامات بالاى روحانى تبت لاما نامیده مى‌‏شوند. اینان همیشه جانشینان مشخصى دارند که خودشان انتخاب مى‏‌کنند و تنها عده مشخصى مى‌‏دانند که جانشین آنها کیست؛ مثلاً، یک عده از لاماها همان سفیدپوشانى هستند که با چشم بسته در کوهستان‏‌ها حرکت مى‏‌کنند، به دنبال جانشین بعدى لاماى خود هستند و معتقدند لاماى آنها تناسخ‌‏هاى پى در پى بوداست. 56

علاوه بر شباهت‌هاى محتوایى بین این دو آیین، گونه‌ی دیگرى از شباهت نیز وجود دارد. ربازار تارز به عنوان شخصیت رؤیایى مخترع اکنکار ظهور کرده است. در اندیشه پال توئیچل، ربازار تارز به عنوان یک لاما تأثیر زیادى داشته است.
ربازار تارز از اساتیدى است که اکنکار او را در قید حیات همیشگى مى‌‏داند. اکنکار مدعى است ربازار تارز در قرن پانزدهم میلادى فعالیت تبلیغى اکنکار را شروع کرده است. بنابراین گزارش، وى بیش از پانصد سال عمر دارد. زادگاه و محل زندگى او در کوهستان‏‌هاى هندوکش، نزدیک مرز کشمیر و افغانستان و در نزدیکى دره سوآت مى‌‏باشد. البته هیچ کسى بجز اساتید اک یاراى دیدن او و محل اقامتش را ندارند.
پال توئیچل درباره ربازار تارز مى‏‌گوید:

ربازارتارز در سال 1461 میلادى در دهکده کوهستانى به نام سارانا در شمال تبت متولد شد. او تحت رهنمودهاى یائوبل ساکابى تا مرحله استادى شکوفایى حاصل کرد. او کسى بود که مسئولیت راهنمایى درونى کریستف کلمب را به عهده داشت. هفتاد و پنج سال [!] در زمین مانده و در گستره بى‌‏پایان کوهستان‌‏هاى هیمالایا خلوت گزید. او مسئولیت پرورش معنوى بسیارى از استادان را عهده‌‏دار بوده است، و وظیفه انتقال عصاى قدرت اک از یک استاد به جانشین وى را نیز بر عهده دارد. 57

وى همچنین درباره جایگاه ربازار تارز مى‏‌نویسد:

ربازار تارز، استاد بزرگ حق، مسئولیت دارد که تعلیمات سفر روح را در ملأعام بگذارد (عمومیت دهد). پیش از این‌که ربازار تارز کارش را در ارتباط با اک شروع کند (که در قرن پانزدهم آغاز گردید وتا به حال ادامه دارد)، تمامى آموزش‌‏هاى مربوط به دانش معنوى به صورت اسرار در میان اساتید مراتب بالا نگه‏دارى مى‌‏شده است. 58

پال در پردازش شخصیت ربازار تارز به ظاهر او نیز پرداخته است. وى ربازار تارز را شبیه فردى مى‏‌داند که بین سى تا چهل سال سن دارد. قد او حدود یکصد و هشتاد سانت است و با جهش و چابکى خاصى قدم برمى‌‏دارد. قامت عضلانى و حدود نود کیلویى او همواره در خرقه‏‌اى شرابى رنگ پوشیده شده. چشمانى به سیاهى ذغال، موهایى کوتاه و ریش سیاهى به بلندى موهایش دارد. 59
به هر حال، ربازار تارز، تأثیرات شگرفى بر زندگى و اندیشه‌هاى پال توئیچل، بنیان‌گذار اکنکار، داشته است. پال هیچ علاقه‌‏اى ندارد آیین خود را متأثر از آیین‌‏هاى دیگر بداند. وى ادعا دارد که تمامى تعالیم اکنکار حاصل تجربیات عرفانى است که او در عوالم معنوى کسب کرده است، اما در جایى چنین مى‏‌نویسد:

«ربازار تارز که در این کتاب اغلب در مورد او صحبت کرده‌‏ام، یکى از آن لاماهاست که مى‌‏تواند خود را هر زمانى که بخواهد و در هر نقطه هستى منعکس کند. او دفعات زیادى شب دیر وقت، در خانه من ظاهر شده و به من برخى تعالیم مشخص و دست نوشته‏‌ها را دیکته کرده است.» 60

همچنین وى به عنوان کسى شناخته مى‌‏شود که دانش اکنکار را به پال تفویض کرده است. پال سفر روح را نیز از این لاماییست به یادگار نگه داشته است.61
ناگفته نماند در گذشته آیین لاماییسم، لاما فقط به دالایى لاما ها که سرپرستان صومعه‌‏ها بوده‌‏اند اطلاق مى‏‌شده است. اگر آن‏‌گونه که اکنکار معتقد است، ربازار تارز بیش از پانصد سال عمر داشته و با نام لاماى تبتى شناخته مى‌شده است باید او از دالایى لاماها باشد، در حالى که در سلسله چهارده‌‏گانه دالایى لاماها هیچ نامى از او وجود ندارد.
به هرحال، شخصیتى که پال دوست دارد از ربازار تارز ارائه دهد بسیار شخصیت عجیب و فوق‌‏العاده‏‌اى است. پال توئیچل، ربازارتارز را مرکز هستى مى‌‏شمرد که تمام زندگى به وجود او در جریان است. 62

 

ج. تأثیر مطالعات هنگفت

 

جلوه دیگر شخصیتى پال، شخصیتى است که از مطالعات متنوع و گوناگون او سر برمى‌‏آورد. پال علاقه وافرى به مطالعه داشت. مطالعات شگرف و گسترده او باعث مى‌‏شد تا او بتواند دست به نگارش کتاب‏‌هاى مختلفى بزند. کتاب‏‌هاى وى مملو از مطالبى است که تحت تأثیر مطالعات دوره‌‏اى او شکل گرفته است. شاید علت پرتناقض بودن مطالب وى نیز همین باشد.
براد استایگر، زندگى‌‏نامه‌‏نویس پال مى‌نویسد:

پال توئیچل، در عین حال مطالعات هنگفتى داشت. براى من غیرممکن بود که موضوعى را پیش بکشم که پال چیزى راجع به آن نداند یا نتواند نظرى هوشمندانه درباره‌‏اش ارائه دهد... . من مى‌‏دانم که پال روزانه حداقل ده تا دوازده روزنامه مى‌‏خواند. این را هم مى‌‏دانم که ظرف یک ماه، 50، 60 تا 100 مجله مختلف از نقاط مختلف جهان را مطالعه مى‏‌کرد. 63

خود وى نیز تأثیرپذیرى‌‏اش از آثار دیگر عرفا و قدیسین را نفى نمى‏‌کند:

در طى سفرها و مطالعات سى ساله گذشته‏‌ام در باب حقیقت، و تحقیق در آثار صدها عارف، قدیس، جوینده خدا، رهبر مذهبى و فیلسوف، جست‏‌وجو و تعلیم تحت نظر آموزگاران در قید حیات، و آنان که فراسوى این جهان و در طبقات دیگر هستند، به یک نتیجه رسیدم؛ آنان در جست‌‏وجوى غایت هستند. 64

 

د. روحیات عجیب و غریب

 

شخصیت‌‏هاى دیگرى را که پال از خود به نمایش گذاشته است مى‌‏توان در سخنان او نیز پی‌گرفت. وى درباره روحیه عرفانى خود و رابطه‌‏اى که محیط اطراف و حتى حیوانات با او برقرار مى‏‌کردند چنین مى‏‌گوید:

حقیقت امر، توسط گربه سیاهى بر من ثابت شد که در اوان جوانی‌ام بر من ظاهر گشت. نام این گربه «جادو» (Jadoo) بود. این نام در فرهنگ بومى شرق، سحر و ساحرى معنا مى‌‏دهد، و یکى از وجودهایى بود که براى حفاظت از من مأمور شده بود. او مرا در مقابل حملات آدمیان و عناصر اثیرى حفاظت مى‌‏کرد... . 65

 

و. شخصیت سیاسى

 

سیاسى بودن پال نیز از جمله مطالبى است که وى و اکیست‌‏ها سعى دارند تا بر روى آن پرده‌‏اى از فراموشى بگسترانند. پال، مکتب خود را برى از سیاست، فلسفه و... مى‌‏داند، اما مواقع بسیارى رخ مى‌‏دهد که خود به فلسفه‌‏پردازى، سیاست‌‏بازى و... مى‌‏پردازد.
این ادعا در حالى است که شخصیت نظامى پال توئیچل و هارولد کلمپ (دو پیامبر ادعایى آیین اکنکار) و نیز تعاملاتى که بین این فرقه و نظام‏‌هاى امنیتى آمریکا وجود دارد بسیارى از محققان را به این نتیجه رسانده که اکنکار آیینى سیاسى است که از دل نیروهاى امنیتى آمریکا متولد شده است.
از سوى دیگر، خود پال توئیچل هنگامى که درصدد است از خود شخصیتى منحصر به فرد نمایش دهد مى‌‏نویسد:

من در منزل بسیارى از شخصیت‏‌هاى سیاسى بوده‌‏ام تا با آنان در خصوص مسائل مربوط به هریک، پیش‌‏بینى آنچه ممکن بود در آینده برایشان رخ دهد، صحبت کنم. در طول اقامتم در لندن، در یک تابستان، به خانه یکى از وزراى کابینه انگلستان دعوت شدم. این شخص، که از قابلیت من در قرائت اک ـ ویدیا مطلع شده بود، چندین سؤال سرسرى در خصوص روابط خارجى و احتمالات آینده برخوردهاى سیاسى مملکتش با سایر کشورها از من پرسید. من در خصوص مشکلاتى که بریتانیا در مقابل چین قرار بود با آنها روبه‌‏رو شود، با وى سخن گفتم، و درباره یک حرکت اقتصادى که نخست‏‌وزیر با برکنارى از مشاغل کابینه و مسائلى که در خصوص واحد پول بریتانیا پیش مى‏‌آمد، اطلاعاتى به وى دادم. همه این‌ها پس از مدتى تحقق یافتند. 66

ادامه دارد...

قسمت قبلی این مقاله  ؛  قسمت بعدی این مقاله

پی‌نوشت‌ها:
43ـ ؟؟؟؟ طالبى دارابى، مجله اینترنتى آینده روشن.
44ـ ر.ک: براد استایگر، نسیمى از بهشت، ص 79.
45ـ همان، ص 79.
46. Camil Balloew.
47. Church of Self Monism-Revelation of Absolute.
48. Self-Realization Fellowship.
49. Swami Premananda.
50. Sudar Singh.
51. Susuk gkirpal singh.
52. Gail Atkinson.
53ـ براد استایگر، نسیمى از بهشت، ص 102.
54ـ تادکرامر و دوگ منسون، اکنکار حکمت باستانى براى عصر حاضر، ترجمه مهیار جلالیانى، ص 8.
55ـ همان، ص 81ـ82.
56ـ پال توئیچل، اکنکار کلید جهان‏هاى اسرار، ص 47، پاورقى.
57ـ همو، دفترچه معنوى، ترجمه هوشنگ اهرپور، ص 246.
58ـ همو، اکنکار کلید جهان‏‌هاى اسرار، ص 33.
59ـ همان، ص 281ـ282.
60ـ همان، ص 231.
61ـ همان، ص 80.
62ـ همان، ص 129.
63ـ همان، ص 21.
64ـ همو، نى نواى الهى، مهیار جلالیانى، ص 25.
65ـ همو، اک ویدیا دانش باستانى پیامبرى، ترجمه هوشنگ اهرپور، ص 216ـ217.
66ـ همو، اک ویدیا، ص 19.
تذکر: منابع مقاله در انتهای قسمت چهارم ذکر خواهد شد.

کلمات کلیدی
اکنکار ، ماهانتا ، پال توئیچل ، هارولد کلمپ ، سودار سینگ ، ربازار تارز ، آناهد یوگا ، سوامى ‏پریماناندا ، لاماییسم ، کیرپال سینگ ، ران هوبارد ، دندان ببر ، استاد اک ، گیل آتکینسون ، سفر روح ، دیسکورس ، آیین لاما
ارسال نظر شما