اگر این روزها درگیر کنکور هستی، اگر ذهنت شلوغه، اگر بین امید و ناامیدی معلقی، اول اینو بدون: تو تنها نیستی.
حسی که الان داری، این بلاتکلیفی، این خستگی یا حتی عذاب وجدان، فقط مال تو نیست. تقریباً همهی دانشآموزای کنکوری، مخصوصاً تو این مقطع از سال، یهجورهایی همین حالو تجربه میکنن.
طبق تجربهی چندین سالهی کار با دانشآموزان پشتکنکوری و دوازدهم، میشه گفت دانشآموزای کنکوری این روزها تو چند دستهی مشخص قرار میگیرن. شناخت این دستهها یه فایده مهم داره:
- میفهمی حالت «غیرعادی» نیست
- میفهمی هنوز قابل تغییر هستی
بیاین بدون قضاوت، واقعبینانه وارد باغ بشیم ببینیم چه خبره.
دسته اول: دانشآموزان پیوسته (ولی خسته)
اینها از تابستون یا مهر شروع کردن.
برنامه داشتن، پیوستگی داشتن، جلو اومدن.
الان اما ممکنه:
- خسته باشن
- گاهی ناامید شن
- با خودشون بگن: «اگه آخرش نشه چی؟»
یا شاید برعکس، هنوز موتورشون گرمه و دارن قوی جلو میرن.
توصیهی طلایی برای این دسته:
- تا اینجا کارت درست بوده. اینو فراموش نکن.
- وسواس نداشته باش؛ چون گاهی دانشآموزی با تلاش کمتر، نتیجهی بهتری میگیره (تلخه، ولی واقعیته).
- مهمترین خط فکری:پیوستگی رو تحت هیچ شرایطی از دست نده.
- همزمان با حفظ مسیر، سیستمت رو «بهروز» کن:
- آزمون هوشمند
- مرور اصولی
- اصلاح روش مطالعه
قرار نیست فقط ادامه بدی؛ باید بهتر ادامه بدی.
دسته دوم: شروعکنندههای بیانگیزه (داوطلبان عافیتطلب)
این دسته تازه میخوان شروع کنن؛
نه از سر انگیزه، بلکه از سر عذاب وجدان.
هدفشون چیه؟
- «حداقل یه نتیجه قابل تحمل»
- «حداقل خرابتر نشه»
- «انرژی برای سال بعد داشته باشم»
اما مشکل کجاست؟
این دانشآموزا معمولاً وارد یه چرخهی معیوب میشن:
- چند روز میخونن → انرژی میگیرن
- بعد ذهن میگه: «خیلی دیر شروع کردی»
- ناامیدی → شل کردن → آف
- دوباره عذاب وجدان → دوباره شروع
و این چرخه تا روز کنکور تکرار میشه.
چرا این اتفاق میافته؟
چون بهجای عمل، دنبال اطمینان صددرصدی میگردن:
- «آیا کسی از الان شروع کرده و موفق شده؟»
- «اگه سطح صفر باشه چی؟»
واقعیت تلخ:
در ۹۹٪ مواقع، فقط دنبال امید برای ادامهی تنبلی هستن.
مشکل این دسته «سطح علمی» نیست؛
مشکل، سیستم فکریه.
دسته سوم: شروعکنندههای جسور (سطح متوسط یا ضعیف)
اینها بازی رو جدی گرفتن.
نه دنبال اینکه «میشه یا نمیشه»، نه دنبال مثال.
ویژگیهاشون:
- هدف واضح
- ایمان به خود
- نخواستن شبیه اکثریت بودن (و اتفاقاً اکثریت نمیبرن)
این دانشآموزا سه تا سختی رو همزمان دارن:
- سختی خود درس
- حجم بالای کار
- حفظ مداوم سطح انرژی
یک اصل حیاتی:
سطح انرژی بالا = سرعت پیشرفت بیشتر + فهم بهتر + حال روانی بهتر
روزهای خوب آینده،
از حال خوب امروز ساخته میشن.
تنها چالش این دسته؟
- چی بخونن؟
- کجا وقت بذارن؟
- کدوم مبحث الان ارزش داره؟
اینجا یا یک مشاور قوی لازمه،
یا یک پروتکل دقیق و آزمونمحور که بدون ریسک، مسیر رو مشخص کنه.
اصل مشترک برای همهی دستهها: قدرت اختیار
مهم نیست تو کدوم دسته بودی تا امروز.
مهم اینه که از الان کجا رو انتخاب میکنی.
قدرت اختیار:
- ذاتی
- الهی
- و کاملاً دست خودته
اما یادت باشه:
- صرف داشتن هدف کافی نیست
- برنده و بازنده، هر دو هدف داشتن
فرقشون چیه؟
✅ برندهها مدام سیستمشون رو اصلاح میکنن
این حرف برای همه نیست…
میدونم بعضی گاردهای ذهنی انقدر سفتن که
یا باید یکی محکم بزنه بهشون
یا روزگار این کارو بکنه.
امید من به اون آدمهای خاصه؛
اونایی که با یه تلنگر بیدار میشن.
اگه بیدار نشی،
اون اتفاق قشنگی که تو ذهنت داری، نمیافته.
جمعبندی نهایی
- قبول کن کجای مسیری
- از مقایسه دست بکش
- سیستمت رو اصلاح کن
- پیوستگی رو حفظ کن
- با ذهن باز و انرژی بالا جلو بیا
پیروزی مال کسیه که هم هدف داره، هم هر روز بهتر میشه.
بهش فکر کن.
و جدی قدم بردار.

